ضرب المثل های مازندرانی 5

اش دس هلی جه نرسنه گنه ترشه

برگردان به فارسی :   دست خرس به آلوچه  نمی رسد میگوید آلوچه ترش است.

مفهوم کنائی :زمانی بکار می رود که کسی نمی تواند کاری را به انجام برساند ، بهانه تراشی می کند.

اش (aash ) خرس               هلی (haalee)          گنه (geneh)  میگوید         نرسنه (naareseneh)    دس (daas)  دست


شوو سیوو ،گوو سیوو

برگردان به فارسی : شب سیاه است و گاو هم سیاه

مفهوم کنایی : هنگامی بکار می رود که در مواقع خاص کسی متوجه عیب هایش نشوند.

شوو (shoo) شب        سیوو (seeu) سیاه         گوو (goo) گاو


عروس سما بلد نییه ،گنه بنه تپه چاله دارنه

برگردان به فارسی : عروس رقصیدن بلد نیست میگوید زمین ناهموار است و پستی و بلندی دارد.

مفهوم کنائی : هنگامی بکار می رود که فرد قصد بهانه های بی مورد را دارد. و از زیر بار آن کار شانه خالی کند.


سما (semaa) نوعی  رقصیدن محلی مازندرانی        نییه (neeyeh) نیست        گنه (geneh) میگوید

بنه(beneh) زمین -کف جائی               دارنه (daarneh) دارد


گت مووس ،گت شلوار خوانه

برگردان به فارسی : باسن بزرگ شلوار بزرگ هم می خواهد

مفهوم کنائی : بدین معنا که هر که بامش بیش برفش بیشتر


  گت (gaat) بزرگ   ،،  مووس (moos) باسن - کپل  ،، خوانه (khaaneh) می خواهد


پر کنگ شلوار خشتک ناینه ،وچه باد کنه

برگردان به فارسی : شلوار پدر کهنه و پاره و مندرس است ولی بچه اش افاده دارد و تکبر میکند.

مفهوم کنائی :کاربردش هنگامی است که فرزندی که پدرش فقیر و تهیدست باشد ولی او با فیس و افاده باشد و به دیگران تکبر می کند.


پر (per) پدر   ،،  کنگ شلوار(keng) شلوار به پا داشتن    ،،    ناینه (naayneh) ندارد

وچه (vaacheh) بچه - فرزند


بپته خربزه ، نصیب شال بوونه

برگردان به فارسی : خربزه رسیده نصیب شغال می شود.

مفهوم کنائی : بدین معنا و مفهوم که چیزهای خوب نصیب کسی می شود که لیاقتش را ندارد .


بپته (baapeteh) رسیده - پخته شده،،  شال (shaal) شغال      بوونه (booneh) میشود


اش ره کشمه ،پلنگ دار دمه

برگردان به فارسی خرس را می کشم و پلنگ را می تارانم به روی درخت.

مفهوم کنائی : زمانی بکار می رود که کسی شاخ و شانه تو خالی می کشد.


اش (aash)خرس ،، کشمه (keshemeh) می کشم -کشتن ،،  دار (daar) درخت

دمه (demeh) می دهم-میفرستم بالای درخت     


اش ره ورف روز کشننه

برگردان به فارسی : خرس را در روز برفی شکار می کنند و می کشند.

مفهوم کنائی : بدین معنا که هر کاری تابع زمان و مکان خویش است.


اش (aash) خرس  ،،  ورف (vaarf) برف ،،  کشننه (kesheneneh) می کشند-کشتن


اسب با بار گووم بوونه

برگردان به فارسی : مکانی که اسب با بارش گم می شود.

مفهوم کنایی :در مورد آدمهای بی نظم و ترتیب و اهل ریخت و پاش کار برد دارد.


گووم (goom) گم شدن              بوونه (booneh) می شود


کنوو  ره موندنه

برگردان به فارسی : مانند و شبیه زالو است.

مفهوم کنایی : در مورد افراد نزول خوار بکار میرود که شیره جان مردم را می مکند.


کنوو (kaanoo) زالو              موندنه  (moondeneh) شبیه -مانند


مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: فارسی ,مفهوم ,کنائی ,شلوار ,بکار ,بدین ,مفهوم کنائی ,بدین معنا ,کنائی بدین ,بوونه booneh ,مفهوم کنایی ,مفهوم کنائی زمانی
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها